دوشنبه, 23 مهر 1397   4. صفر 1440
 
instagram twtr fbk telegram Aparat

فاطمه مادر خوبی ها

 

نویسنده: مرجان مرتضی پور (کارشناس متالورژی، این آدرس پست الکترونیک توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید )

برگرفته از سخنرانی استاد «مسعود بسیطی» در فاطمیه 1393.

 

به مُلازمان سلطان، کِه رساند این دعا را؟                                که به شکر پادشاهی، ز نظر مَران گدا را

ز رقیب دیو سیرت بخدای خود پناهم                                       مگر آن شهاب ثاقب، مددی دهد خدا را

                                      

سلام خدا بر تو ای دردانه‌ی خلقت؛ ای ریحانه‌ی پیام آور رحمت.

سلام بر تو که خدایت تو را فاطمه، صدّیقه، مبارکه، طاهره، زکیّه، راضیّه، مرضیّه، محدّثه و زهرا نامید[1] .

سلام بر تو ای بانو  که آفریننده‌ی آسمان‌ها و زمین تو را به برترین نام‌ها نام نهاد تا همگان بدانند که مقام و منزلت و جایگاه تو بسی والاتر از تمامی خلقت است  .

سلام بر تو ای برتری داده شده بر همه‌ی برگزیدگان!

سلام خدا بر تو ای «فاطمه»؛ ای آنکه نامت گواه حقیقت توست و خدایت تو را فاطمه نامید تا بشارتی باشد بر محبان محبوبه‌اش . هر که حبّ تو در سینه‌اش موج زند، از آتش دوزخ بریده گردد![2]

سلام خدا بر تو ای «زهرا»؛ که خدایت تو را از نور عظمت خود آفرید[3] و از درخششت زمین و آسمان نورانی شد.[4]

تو صراط مستقیم و روشن کننده‌ی آن به سوی خدایی.

چگونه قلبم از «یادت» غرق نور نشود؟ که تو «نور خدایی» یا زهرا!

سلام خدا بر تو ای «مبارکه»! که خیر و برکت به واسطه‌ی تو و نسل تو میان خلایق تقسیم شد.

تو ریشه‌ی همه‌ی خوبی هایی و تمام خیر جهان به شفاعت تو و فرزندانت تقسیم می‌شود.

 هستی وام دار توست ؛تو که همان خیر کثیر خدایی و خدا درباره‌ات فرمود: «إِنَّا أَعْطَینَاكَ الْكَوْثَرَ»[5] (همانا ما به تو [ای رسول خاتم] خیر کثیر (فاطمه و فرزندان فاطمه) عطا فرمودیم.

 تو چه موهبتی که خدایی که از بزرگی به وصف نیاید تو را خیر کثیر می نامد!

سلام خدا بر تو ای «طاهره»؛ ای پاک‌تر از پاکی. ای آنکه خدایت تو را از هر پلیدی و ناپاکی دور نگاه داشت.[6] تو که خداوند اراده فرمود وجود تو و فرزندانت از هر ناپاکی مُبرّی باشد و برای آنکه همگان بفهمند شمایید هدایتگران ضمانت شده‌ی خدا که هیچ زشتی، ناپاکی و ناراستی در وجودتان راه ندارد، چنین اعلان فرمود: «إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا»[7] (همانا خداوند اراده فرموده تا تنها از شما اهل بیت، هر آنچه ناپاکی است ببرد و شما را پاک و پاکیزه گرداند).

سلام خدا بر تو ای «صدّیقه»؛ خدایت تو را «صدّیقه» نامید تا احدی در صداقت تو تردید نکند.

سلام خدا بر تو  ای «محدّثه»؛ ای کسی که فرشتگان هم کلامت بودند.[8] به راستی آرامش بخش است با تو سخن گفتن! و چه سعادتمند بودند فرشتگانی که در مصاحبت با تو بر معرفت خویش می‌افزودند.

سلام خدا بر تو ای «زکیّه»؛ ای تزکیه شده به اراده‌ی الهی

سلام بر تو که جایگاهت ساق عرش رحمان بود؛[9] صُلب آدم علیه السلام - که برگزیده‌ی ویژه‌ی خدا بود - هم قابلیت حمل تو را نداشت. رحمت عالمیان، محمد مصطفی نیز پس از چهل شبانه روز تزکیه و خودسازی آماده‌ی پذیرش نور تو در زمین گشت و خداوند رحمان بر همه‌ی زمینیان منت نهاد و تو را بر صلب خاتم انبیاء و رحم مطهر خدیجه‌ی کبری نازل ساخت.[10].

سلام بر تو  ای فاطمه که  اُمّ‌ و ریشه‌ی علمی، با علم تغذیه شدی و رشد یافتی

و ما هنوز هم تو را فهم نکرده‌ایم ای لیله‌ی قدر خدا!

سلام بر تو که خدایت تو را از هر جهل و ناپاکی زدود و نسلی پر بار از دامانت جاری ساخت. مباهات علی به همسریِ توست و فرزندانت نشان از مادری چون تو دارند که سَرور جوانان بهشتند.

سلام خدا بر تو ای «مرضیّه»؛ ای کسی که مرضیّ خدا و رسولش بودی تا آنجا که رضای خدا در گرو رضایت تو قرار گرفت![11]

سلام خدا بر تو ای «راضیّه»؛ ای آنکه در راه خدا بر هر سختی صبر کردی و رضایت پیشه ساختی.  به راستی چه آزمایشی کرد خدای بزرگ، تو و خاندانت را؛ و تو را «صابره» یافت. نه! بلکه «صبر» پیش تو و خاندانت خجالت زده شد!

سلام بر تو ای بانوی بکائون. گریه هایت جویبار فریادهای بی صدا و ضجه های در گلو مانده از رنج هایی است که همراه مادرت، پدرت، همسرت و تک تک فرزندانت تجربه کردی! زجر حَسَنت، داغ حُسینت، اندوه سجّادت ... و غم غربت جانسوز آخرین فرزندت مهدی! هنوز هم چشمانت نمناک غربت و غریبی‌اش است!

 غمی بود که در رضای او تحمل نکنی؟!

سختی کشیده تر و دلسوخته تر از تو در عالم کیست؟

به راستی نام «راضیّه» آراسته به وجود توست!

سلام بر تو!

سلام بر تو ای نوریّه، ای حوریّه، ای حوراء، ای راکعه، ای اِنسیّه، ای بتول، ای تقیّه، ای حبیبه، ای  حُرَّة، ای رشیده، ای رضیّه، ای ریحانه، ای زهره، ای ساجده، ای سعیده، ای سیّده، ای شهیده، ای صابره، ای صادقه، ای صدوقه، ای طیبه، ای عارفه، ای عالیّه، ای عَذراء، ای عزیز، ای علیمه، ای عَدیله، ای فاضله، ای فریده، ای کریمه؛

ای کوثر و ای کوکب؛

ای مبشره، محموده، مطهره، معصومه، مُلهِمه، مُمتَحِنه، منصوره، موفقّه، مهدیّه، مؤمنه، ناعمه، نقیّه؛

ای وحیده، ای حانیة، ای رحیمة، ای رشیدة، محترمة، سلیمة، صفیة، حدیثه، محتشمة، جلیلة، حکیمة، فهیمة، حنانة، حُسنا، مرضیه؛

ای اُمّ‌الفضایل! اُمّ‌الأخیار، اُمّ‌الأزهار، اُمّ‌الأئمة، اُمّ‌الخیرة، اُمّ‌الأسماء

... یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه ...

سلام خدا بر تو!

به نورت جانم را روشنی بخش.

به علمت هدایتم کن.

به محبتی که از تو و فرزندانت در سینه دارم شفاعتم کن.

خداوند دست شفیعی چون تو را رد نمی‌کند. چرا که تو هیچ دستی را «به خاطر خدا» رد نکردی.

پس نزد خدایت شفیع مان باش تا دریای رحمت خود - «مهدیِ» تو - را ، به نجات بخشی مان اذن دهد و در گشایش امرش فرج کند که فرج او فرج توست.

ای زهرا؛ ای مصداق «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ»![12]


www.mohammadivu.org.MOHR

 [1] امام صادق علیه السلام فرموده‌اند: "لِفَاطِمَةَ ع تِسْعَةُ أَسْمَاءَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاطِمَةُ وَ الصِّدِّیقَةُ وَ الْمُبَارَكَةُ وَ الطَّاهِرَةُ وَ الزَّكِیةُ وَ الرَّاضِیةُ وَ الْمَرْضِیةُ وَ الْمُحَدَّثَةُ وَ الزَّهْرَاءُ‏": بحارالانوار، ج 43، ص 10.

 [2] رسول خاتم فرموده‌اند: "سُمِّیتْ فِی الْأَرْضِ فَاطِمَةَ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ شِیعَتُهَا مِنَ النَّارِ وَ فُطِمَ أَعْدَاؤُهَا عَنْ حُبِّهَا": همان.

 [3] رسول خاتم فرموده‌اند: "خَلَقَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نُورِهِ": همان.

 [4] امام صادق علیه السلام در پاسخ به جابر که پرسیده بود به چه دلیل به حضرت فاطمه «زهرا» می گویند فرمودند: "لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِنُورِهَا وَ غَشِیتْ أَبْصَارَ الْمَلَائِكَةِ وَ خَرَّتِ الْمَلَائِكَةُ لِلَّهِ سَاجِدِینَ وَ قَالُوا إِلَهَنَا وَ سَیدَنَا مَا هَذَا النُّورُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیهِمْ هَذَا نُورٌ مِنْ‏ نُورِی‏ وَ أَسْكَنْتُهُ فِی سَمَائِی خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِی مِنْ أَنْبِیائِی أُفَضِّلُهُ عَلَى جَمِیعِ الْأَنْبِیاءِ وَ أُخْرِجُ مِنْ ذَلِكَ النُّورِ أَئِمَّةً یقُومُونَ بِأَمْرِی یهْدُونَ إِلَى حَقِّی وَ أَجْعَلُهُمْ خُلَفَائِی فِی أَرْضِی بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْیی" یعنی: ‏به جهت اینکه خداوند عزّ و جلّ او را از نور عظمت خودش آفرید .پس همین که آن نور تابید آسمانها و زمین بنورش روشن شد و دیدگان فرشتگان را فرا گرفت. و ملائکه برای خدا به سجده افتادند و گفتند معبودا این چه نوری است؟ به ایشان وحی شد این نور از نور من است. آن را در آسمانم ساکن کردم از عظمت خودم پدید آوردم، او را از صلب پیغمبری از پیغمبرانم بیرون آوردم که او را بر تمام انبیاء برتری دهم و از آن نور پیشوایان بیرون کنم و بامر من قائم و به حق من راهنمایی کنند و آنها را جانشینان خودم در زمین بعد از قطع شدن وحی قرار می‌دهم: بحارالانوار، ج 43، ص 12.

 [5] قرآن کریم، سوره کوثر، آیه 1.

 [6] امام باقر علیه السلام در تبیین آنکه چرا حضرت فاطمه «طاهره» نامیده شده‌اند، می‌فرمایند: "إِنَّمَا سُمِّیتْ «فَاطِمَةُ» بِنْتُ مُحَمَّدٍ «الطَّاهِرَةَ» لِطَهَارَتِهَا مِنْ كُلِّ دَنَسٍ وَ طَهَارَتِهَا مِنْ كُلِّ رَفَثٍ وَ مَا رَأَتْ قَطُّ یوْماً حُمْرَةً وَ لَا نِفَاساً": بحارالانوار، ج 43، ص 19.

 [7] قرآن کریم، سوره احزاب، آیه 33. (آیه تطهیر)

 [8] امام صادق علیه السلام در تبیین آنکه به چه دلیل به حضرت فاطمه «محدثه» گفته می شود، فرمودند: "إِنَّمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةُ ع مُحَدَّثَةً لِأَنَّ الْمَلَائِكَةَ كَانَتْ تَهْبِطُ مِنَ السَّمَاءِ فَتُنَادِیهَا كَمَا تُنَادِی مَرْیمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَتَقُولُ یا فَاطِمَةُ اللَّهُ‏ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِینَ‏ یا فَاطِمَةُ اقْنُتِی لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِی وَ ارْكَعِی مَعَ الرَّاكِعِینَ‏ فَتُحَدِّثُهُمْ وَ یحَدِّثُونَهَا فَقَالَتْ لَهُمْ ذَاتَ لَیلَةٍ أَ لَیسَتِ الْمُفَضَّلَةُ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مَرْیمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَقَالُوا إِنَّ مَرْیمَ كَانَتْ سَیدَةَ نِسَاءِ عَالَمِهَا وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَكِ سَیدَةَ نِسَاءِ عَالَمِكِ وَ عَالَمِهَا وَ سَیدَةَ نِسَاءِ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِین‏" یعنی: از آن جهت حضرت فاطمه را محدّثه نامیدند كه ملائكه از آسمان فرود می آمدند و همان گونه كه با حضرت مریم علیها السّلام صحبت مى‏كردند، با آن حضرت نیز صحبت مى‏نمودند و مى‏گفتند: اى فاطمه! خداوند تو را برگزیده و پاك و طاهر كرده و بر دیگر زنان برگزیده جهان برترى داده است.اى فاطمه! در پیشگاه پروردگارت خضوع كن، سجده نما و با ركوع كنندگان ركوع بنما! فاطمه علیها السّلام با آنان صحبت می کرد و آنان نیز با او سخن مى‏گفتند. شبى به آن ها فرمود: مگر مریم دختر عمران بر دیگر زنان جهان برترى داده نشده است؟ فرشتگان پاسخ دادند: مریم بانوى زنان جهان در عصر خود بود. ولى خداوند تو را بانوى زنان جهان، هم در این زمان و هم در زمان حضرت مریم، و بانوى زنان اوّلین و آخرین قرار داده است: بحارالانوار، ج 43، ص 78.

 [9] امام صادق علیه السلام ضمن حدیثی نسبتا طولانی به این نکته اشاره فرموده‌اند. از آنجا که این روایت حاوی نکات مهم و ارزنده ای است، آن را به صورت کامل برای علاقمندان ارائه می دهیم: "قالَ رَسوُلُ اللهِ خُلِقَ‏ نُورُ فَاطِمَةَ ع قَبْلَ أَنْ یخْلُقَ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَ فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ یا نَبِی اللَّهِ فَلَیسَتْ هِی إِنْسِیةً فَقَالَ فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِیةٌ قَالُوا یا نَبِی اللَّهِ وَ كَیفَ هِی حَوْرَاءُ إِنْسِیةٌ قَالَ خَلَقَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نُورِهِ قَبْلَ أَنْ یخْلُقَ آدَمَ إِذْ كَانَتِ الْأَرْوَاحُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ عُرِضَتْ عَلَى آدَمَ قِیلَ یا نَبِی اللَّهِ وَ أَینَ كَانَتْ فَاطِمَةُ قَالَ كَانَتْ فِی حُقَّةٍ تَحْتَ سَاقِ الْعَرْشِ قَالُوا یا نَبِی اللَّهِ فَمَا كَانَ طَعَامُهَا قَالَ التَّسْبِیحُ وَ التَّقْدِیسُ وَ التَّهْلِیلُ وَ التَّحْمِیدُ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ وَ أَخْرَجَنِی مِنْ صُلْبِهِ وَ أَحَبَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یخْرِجَهَا مِنْ صُلْبِی جَعَلَهَا تُفَّاحَةً فِی الْجَنَّةِ وَ أَتَانِی بِهَا جَبْرَئِیلُ ع فَقَالَ لِی السَّلَامُ عَلَیكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ یا مُحَمَّدُ قُلْتُ وَ عَلَیكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ یقْرِئُكَ السَّلَامَ قُلْتُ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَیهِ یعُودُ السَّلَامُ قَالَ یا مُحَمَّدُ إِنَّ هَذِهِ تُفَّاحَةٌ أَهْدَاهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیكَ مِنَ الْجَنَّةِ فَأَخَذْتُهَا وَ ضَمَمْتُهَا إِلَى صَدْرِی قَالَ یا مُحَمَّدُ یقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ كُلْهَا فَفَلَقْتُهَا فَرَأَیتُ نُوراً سَاطِعاً وَ فَزِعْتُ مِنْهُ فَقَالَ یا مُحَمَّدُ مَا لَكَ لَا تَأْكُلْ كُلْهَا وَ لَا تَخَفْ فَإِنَّ ذَلِكَ النُّورَ لِلْمَنْصُورَةِ فِی السَّمَاءِ وَ هِی فِی الْأَرْضِ فَاطِمَةُ قُلْتُ حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ وَ لِمَ سُمِّیتْ فِی السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةَ وَ فِی الْأَرْضِ فَاطِمَةَ قَالَ سُمِّیتْ فِی الْأَرْضِ فَاطِمَةَ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ شِیعَتُهَا مِنَ النَّارِ وَ فُطِمَ أَعْدَاؤُهَا عَنْ حُبِّهَا وَ هِی فِی السَّمَاءِ الْمَنْصُورَةُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ یوْمَئِذٍ یفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ ینْصُرُ مَنْ یشاءُ یعْنِی نَصْرَ فَاطِمَةَ لِمُحِبِّیهَا." یعنی:  رسول خدا فرمود: «حق تعالى نور فاطمه را پیش از آن كه آسمانها و زمین را بیافریند خلق کرد.» بعضى از مردم گفتند: «یا رسول الله؛ مگر او انسان نیست؟» حضرت فرمود: «فاطمه در باطن حوریه است و به ظاهر انسیه است.» گفتند: «یا رسول الله؛ حقیقت این سخن را از براى ما بیان فرما.» حضرت فرمود: «حق تعالى، فاطمه را از نور خود آفرید، پیش از آن كه آدم را خلق كند، در هنگامى كه ارواح خلایق را آفرید. چون حق تعالى آدم را خلق كرد، نور فاطمه را بر آدم عرض كرد.» صحابه گفتند: یا رسول الله؛ [پیش از آفریدن آدم، نور] فاطمه در كجا بود؟» فرمود: «در جایگاهى زیر ساق عرش» گفتند: «یا رسول الله؛ خوراك او چه بود؟» گفتند: «طعام او تسبیح و تهلیل و تحمید حق تعالى بود. چون حق تعالى آدم (علیه السلام) را خلق كرد، مرا از صُلب او بیرون آورد. آن گاه دوست داشت كه فاطمه را از صُلب من بیرون آورد. پس نور فاطمه را سیبى گردانید در بهشت، و جبرئیل آن سیب را براى من آورد و گفت :السلام علیك و رحمة الله و بركاته یا محمد! گفتم: و علیك السلام و رحمة الله اى حبیب من جبرئیل. پس جبرئیل گفت: اى محمد؛ پروردگار بر تو سلام مى رساند. من گفتم: از اوست سلامتى ها، و به سوى او بر مى گردد سلامها و تحیت ها. پس جبرئیل گفت: اى محمد! این سیبى است كه حق تعالى به هدیه فرستاده است به سوى تو از بهشت. پس من آن سیب را گرفتم به سینه خود چسبانیدم، جبرئیل گفت: اى محمد؛ خداوند جلیل مى فرماید: این سیب را بخور. چون سیب را پاره كردم نورى از آن ساطع گردید كه من از آن ترسان شدم. جبرئیل گفت: چرا تناول نمى كنى؟ بخور و مترس! به درستى كه این نور كسى است كه نام او در آسمان «منصوره» است ، و در زمین «فاطمه» است. گفتم: اى حبیب من، جبرئیل؛ چرا در آسمان او را ن«منصوره» گویند و در زمین «فاطمه»؟ جبرئیل گفت: او را در زمین «فاطمه» مى گویند، از براى آن كه قطع كرده است شیعیان خود را از آتش جهنم، و دشمنان خود را از محبت خود بریده است؛ و در آسمان او را «منصوره» مى نامند، براى آن كه محبان خود را یارى مى كند؛ چنان كه حق تعالى مى فرماید: یوْمَئِذٍ یفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَبِنَصْرِ اللَّهِ ینصُرُ مَن یشَاء (سوره روم، آیات 4 و 5) یعنی یاری رسانیِ فاطمه برای دوستدارانش: بحارالانوار، ج 43، ص 4 و 5.

  [10] بخشی از روایت بیان شده در پاورقی شماره‌ی 2: "خَلَقَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ نُورِهِ قَبْلَ أَنْ یخْلُقَ آدَمَ إِذْ كَانَتِ الْأَرْوَاحُ ... فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ آدَمَ وَ أَخْرَجَنِی مِنْ صُلْبِهِ وَ أَحَبَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یخْرِجَهَا مِنْ صُلْبِی جَعَلَهَا تُفَّاحَةً فِی الْجَنَّةِ وَ أَتَانِی بِهَا جَبْرَئِیلُ ع ... قَالَ یا مُحَمَّدُ إِنَّ هَذِهِ تُفَّاحَةٌ أَهْدَاهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیكَ مِنَ الْجَنَّةِ فَأَخَذْتُهَا وَ ضَمَمْتُهَا إِلَى صَدْرِی قَالَ یا مُحَمَّدُ یقُولُ اللَّهُ كُلْهَا فَفَلَقْتُهَا فَرَأَیتُ نُوراً سَاطِعاً وَ فَزِعْتُ مِنْهُ فَقَالَ یا مُحَمَّدُ مَا لَكَ لَا تَأْكُلْ كُلْهَا وَ لَا تَخَفْ فَإِنَّ ذَلِكَ النُّورَ لِلْمَنْصُورَةِ فِی السَّمَاءِ وَ هِی فِی الْأَرْضِ فَاطِمَةُ": همان.

 [11] رسول خاتم فرموده‌اند: "یا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یغْضَبُ لِغَضَبِكِ‏ وَ یرْضَى لِرِضَاك‏"یعنی: ای فاطمه خداوند عزّ و جلّ از غضب تو غضبناک می شود و از رضایت تو راضی می گردد: بحارالانوار، ج 43، ص 20.

  [12] قرآن کریم، سوره مومنون، آیه 14. 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

 
 
امروز:امروز:1306
این هفته:این هفته:5656
در مجموع:در مجموع:2988598
Center
Pagerank